مرتضى راوندى
706
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
منظم برقرار گردد . بايد از براى كل ايران يك پليس قوى و قشون كافى ترتيب داد . بايد در مركز دولت ، يك مجلس قوانين برپا كرد ، و به ملت ايران مژده داد كه بعد از اين ، امنيت مالى و جانى ، اولين اساس دولت و اولين قانون ايران خواهد بود . بايد زراعت و تجارت را بواسطهء قوانين ، حمايت و تقويت كرد . بايد راهآهن ساخت . بايد معادن و جنگلها را به كار انداخت . بايد امتعهء ايران را ارزان كرد . بايد گمركها و راهداريهاى داخله را به كلى منسوخ كرد . بايد مسكوكات ايران را ، مثل مسكوكات فرانسه و بلژيك و ايتاليا ، قرار داد . براى استفاده از سرمايههاى خارجه ، بايد در ايران اقسام بانكها ترتيب داد . بايد كمپانيهاى خارجه را به ايران دعوت كرد . از براى اينكه سرمايهء علمى ايران زياد شود ، بايد مدارس حاليهء ايران را موافق اصول تازه منتظم ساخت . بايد ، به قدر قوه ، مدارس تازه ساخت . بايد اقلا دويست نفر شاگرد به فرنگستان فرستاد به آنطورى كه فرستاديم . . . بايد جميع بنادر را باز كرد . بايد از تجارت خارجه نترسيد . بايد به عموم خلق دنيا اذن داد و تشويق كرد كه ، هرقدر مىتوانند ، از خارج مال بياورند و از ايران مال ببرند . اگر امروز شروع به اجراى اين اصول نمايند ، بعد از سه سال ، در ايران ، نه يك قنات كهنه خواهد ماند ، نه يك ده خراب و نه يك آدم بيكار . مردم آنچه سرمايه دارند ، بدون ترس ، به ميدان خواهند آورد . آنچه استعداد هنر ذاتى دارند ، بدون مانع ، به كار خواهند انداخت . زراعت و تجارت ما صد مرتبه وسيع ، آسايش و زندگى ما صد مقابل بهتر ، پول و قدرت و استقلال و شوكت دولت ، صد درجه زيادتر خواهد شد . عدم علم رؤساى سابق ايران ، از براى ايشان ، تقصير نمىشود . بدبختى ايشان اين بود كه نتوانستند تصور بكنند كه خارج از عقل ناقص ايشان ، از براى حسن ادارهء دول ، صد نوع علوم و فنون مخصوص در دنيا پيدا شده . . . بيستوهفت سال قبل از اين ، يكى از وزراى بزرگ ايران مىگفت : راه گيلان را نبايد ساخت كه مبادا لشكر روس از آن راه داخل ايران شود . عقلاى ما مدتها تدبير كردند كه در آشوراده ، مريضخانه نسازند . اين تدابير كدام پولتيك روس را توانست يك دقيقه به تأخير بيندازد . . . ما بايد چقدر ، از حقيقت اوضاع دنيا بى خبر باشيم كه اين نوع تدابير را سد تسخيرات فرنگستان بدانيم . . . خطر استيلاى خارجه صد مرتبه بيشتر و نزديكتر از آن است كه عقلاى ما تصور مىكنند ؛ و ليكن ما نبايد از ترقى دنيا اينقدر غافل باشيم كه در مقابل استيلاى فرنگستان ، اميد بقاى خود را بر كهنه رسوم جهالت آسيا قرار بدهيم . . . روس به اقتضاى پولتيك ملى خود ، حكما به هرات خواهد رفت ، مگر اينكه به زور توپ او را منع نمايند . . . اگر آذربايجان چنان كه بايد ، آباد شود ، علاوه براينكه آذوقهء گرجستان را خواهد داد ، بواسطهء آبادى و تجارت خود ، به آبادى عموم ممالك قفقاز يك پرده خواهد افزود . . . و ليكن اگر ما آذربايجان را خراب و اسباب خرابى ممالك قفقاز بسازيم ، دولت روس مجبور خواهد بود كه آن مملكت را هرطور هست از دست ما بيرون بياورد . اگر از روى يك ذره شعور ، طالب بقاى دولت ايران هستيم ، بايد بلاترديد و بدون يك دقيقه معطلى ، استقلال دولت ايران را بر آبادى ملك ، و آبادى ملك را بر اصول علم قرار بدهيم . در پايان اين بحث ، ملكم مىنويسد : اصلاح امور مملكت از عهدهء يك پادشاه برنمى - آيد ؛ بايد يك دولت دلسوز و آگاهى بر سر كار آيد و حدود و حقوق و وظايف هر وزارتخانهاى